مرتضى مطهرى
377
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اصل بيولوژى فوق كه مىخواهيم رابطهء افكار و ادراكات را با آنها بسنجيم دو اصلى است كه بيش از يك قرن و نيم از ورود آنها در صحنهء علم نمىگذرد و اين دو اصل بيشتر از طرف دو شخصيت معروف يكى لامارك ( Lamarck ) ( 1744 - 1829 ) و يكى دارون ( 1809 - 1882 ) مورد تأييد و تقويت قرار گرفت و هر چند سابقاً به اين دو اصل كم و بيش توجه مختصرى شده بود ولى ترديدى نيست كه بسيار مختصر و ناچيز بوده است . روى همين جهت است كه حكمايى كه طرفدار نظريهء ثبات و يكسانى و يكنواختى عقل و اصول عقلانى بودهاند ، از خود ارسطو گرفته تا فارابى و ابن سينا و صدر المتألهين در مشرق و تا دكارت و پيروانش در مغرب ، وارد اين مبحث نشدهاند و تا آنجا كه ما اطلاع داريم اين اولين مرتبه است كه به وسيلهء اين سلسله مقالات از افكار و ادراكات و رابطهء آنها با دو اصل بيولوژى به نام « اصل كوشش براى حيات » و « اصل انطباق با احتياجات » سخن به ميان مىآيد و به طور مستقل توضيح و تشريح مىشود كه ادراكات بر دو گونه است : حقيقى و اعتبارى ، و ادراكات اعتبارى مولود « اصل كوشش براى حيات » و تابع « اصل انطباق با احتياجات » است و مانند بسيارى ديگر از شؤون جسمانى و نفسانى يك سير تكاملى و « نشوء و ارتقاء » را طى مىكند و اين سير از چه نقطه آغاز و چگونه و به چه ترتيب طى مراحل مىكند و چه قواعد و قوانينى دارد به خلاف افكار و ادراكات حقيقى كه تابع اين اصل نيست و يك وضع ثابت و مطلق و يكنواختى دارد . همچنانكه قبلًا اشاره شد نظريهء تبعيت عقل و مطلق ادراكات عقلانى از « اصل انطباق با محيط » با نظريهء تجربيون كه جميع اصول عقلانى را مولود تجربه مىداند از يك جهت مخالف و با نظريهء تعقليون موافق است زيرا به وجود عقل و اصول عقلانى مستقل از تجربه قائل است ، چيزى كه هست بر خلاف نظريهء تعقليون اين اصول را داراى جنبهء مجرد و تغيير ناپذير نمىداند بلكه آنها را تغيير پذير و تابع « اصل انطباق با احتياجات » مىداند . اينك عبارات ذيل مطلب را واضحتر مىكند . در كتاب علم النفس ابن سينا و تطبيق آن با روانشناسى جديد تأليف آقاى دكتر